قدیمی ها گفتن :تا سختی نکشی قدر اسایش رو نمیدونی !
حتما قدیمی ها راس میگن به نظرم توی این دوره زمونه تا سختی نکشی
قدر اون چیزی رو که داری نخواهی دونست ...
فک کنم توی این سال جدید یعنی درست از " اواخر فروردین ماه "
یه جوارایی افتادیم تو یه ازمون ،امتحان یا هر چی که بشه اسمش رو گذاشت
تا قدر اون چیزی که تو دستمون هست رو بدونیم و یادمون باشه چه چیزایی از دستمون رفت ،
و میتونم به اغراق بگم اگر
همبستگی
دلگرمی
و جمع قشنگه خونمون نبود خیلی زود توی این ازمون شکست میخوردیم .
اما حالا شکر خدا و مسلما اگر خدا بخواد یه جورایی داریم از اون همه سختی ها بیرون میایم
و بعد از چند وقت یه نفس راحت و بدون دغدغه میکشیم .
و فردا شاید یه تحفه خیلی بزرگ از طرف خدا برای ما باشه ، ازتون میخوام دعا کنید .
نا گفته نمونه توی این دوران دوستیه خیلی ها برام ثابت شده
یکی با رفتنش بهم فهموند که کی بوده !
یکی با موندن در کنارم !
و یکی با حرفهای بی خود زدن غرورم رو خورد کرد ...!
خدا جونی شکرت ...
پ ن :
۱.اخ که اگر دستام به گلوت می رسید حتما خفت می کردم !
۲.منتظر اون روزیم که ....
۳. نمیدونم چرا این چیزا رو اینجا نوشتم ولی میخوام
بعضی چیزا و بعضی کارای یه اشخاصی تو خاطرم بمونه .
۴.فک کنم فیلم قدیمیه پدر سالار یادتونه !
خانواده ی من هم یه جورایی شباهت زیادی به جمع خانوادگیه اون فیلم دارن
یعنی توی این دوره زمونه یه خانواده پدر سالاری دارم که همیشه به تک تک شون می بالم .