۱
۲
۳
شروع میکنی
یا خودم پرتت کنم وسط زندگی !!!
.........
من و اتاقم (۵۲)
یه اتــــاق یه من و یه دیــوار پر از عکس
۱
۲
۳
شروع میکنی
یا خودم پرتت کنم وسط زندگی !!!
.........
من و اتاقم (۵۲)
این سرما خوردگیه گیر داده به من ول کنم هم نیست .
اااااااااااااااای گلوم .
.......
من و اتاقم (۵۰)
وقتی یه دنیا اشک ریختم
و
داشتم بهت التماس میکردم
که باور کن دارم راست میگم ،ای کاش قبول میکردی و اون جوری نمیرفتی .
پ ن : حال روحیم وحشتناک خرابه ، از سر درد دارم جون میدم ،
شدم مثل یه سگ که هر کی بهم گیر بده خودم میکشمش .
پ ن : به نظرت این قدر پست فطرت بودم ؟
پ ن : دارم خفه میشم از درد ،از بی اعتمادی ، از درست بودنم تو این قضیه و تهمت خوردنم
سخته نه ؟
پ ن :یه معذرت خواهی بزرگ بزرگ از اقای استاد به خاطره تند رفتنم .
.......
من و اتاقم (۴۹)
دستام از سرما بی حس شده .
کمک !!!
کسی بخاری یا یه وسیله گرما زا نداره ؟؟؟
واقعا احتیاج دارم .
.........
من و اتاقم (۴۸)
بازم میون هزار تا خاطره تلخ گذشته
دارم دست و پا میزنم .
ای کاش این جوری تموم نمی شد!!!!!!!!
ای کاش ....
ای کاش ....
.
........
من و اتاقم (۴۷)
درسته برای بازیه شب یلدا الان خیلی دیره ولی چون تو دعوت کردی
نمی شد قبول نکنم .
1/.وقتی حس حسود بودنم گل کنه دیگه کسی نمیتونه جلوی این حسم رو بگیره .
2/.تا یه مقدار پول دستم میاد تنها جای که به ذهنم میرسه خرجش کنم اینکه یه مغازه کفش فروشی
پیدا کنم و برم سر وقته کفشها .
3/.علاقه زیادی از دوران کودکیم هم به درس نداشتم ، مخصوصا حفظ کردنیش اما درست تو دوران
دبیرستان یه رشته ای رو انتخاب کردم که بیشترش حفظیات بود .
4/.اگه کسی رو دوست داشته باشم منتظر نمیمونم از دستش بدم خودم میرم سر وقتش و سعی
میکنم به دستش بیارم.(جدی میگما )
5/.و بلاخره اتاقم که دست همه اتاقهای شلوغ دنیا رو از پشت بسته از بی نظمی .
.........
من و اتاقم (۴۶)
نمی دونم شاید
قسمت
،
تقدیر
،
سرنوشت
،
باعث پیش اومدنش شد .
و حالا
همون تقدیر یا ....
باعث جور شدنش شد .
.........
من و اتاقم (۴۵)
دلگرمم
چون توی این جریان فعلا تنها حامیم و تکیه گاهم
(م) هستش .
پ ن : خوبه تو اوج ناچاری یکی با محبت خودش چاره سازت بشه .
.........
من و اتاقم (۴۴)
این چند وقته به خاطر از دست دادن دو تا ازعزیزام یه جورایی پایه های زندگیم شل شد .
هنوز چهل روز از فوت مادر بزرگم نگذشته شوهرخالم فوت کرد!
خسته ام !!!
و درست ما بین همین روزها ، روز تولدم سپری شد ، همون بلند ترین شب سال !
پ ن :کوزت وقتی یه دنیا غم داره همه جا باید تاریک و سیاه باشه حتی اینجا !
........
من و اتاقم (۴۳)